بهار عمرم

عاشق بابا !!!

از همون اولم عاشق به قول خودت بابا للی بودی و تو بغلش آرامش تمام دنیا رو داشتی. تو این عکس تازه 2 ماهته که خودتو کشوندی سمت بابات! یادمه ماه رمضون بود و من داشتم سفره سحری رو آماده میکردم.   ...
25 آذر 1393

عشق مامان وبابا

مامان گلم از همون اولی که بدنیا اومدی ناز و خوشمزه و خوردنی بودی اینو همه میگفتن!!! یه موش گرد کوچولو!!! با دو چشم تیله ای مشکی و موهای لخت پرکلاغی. از همون اول عاشقت شدم. امشب که داشتم فیلمای قدیمیتو میدیدم بی اختیار گریه میردم گریه ی خوشحالی به خاطر اینکه خدا تو فرشته ی کوچولو رو به من داده. امیدوارم که توهم خوشحال باشی که من مامانت هستم!!! ...
25 آذر 1393

حرفای قلمبه سلمبه ی مهدیه

امشب بابا علی شفیت سحر داشت و خوابیده بود، و تو دلت خوش بود که بابا سرکار نمیره و فقط خوابیده! اما وقتی دیدی که بیدار شده و داره جوراباشو میپوشه شدی مثل اسفند رو آتیش و شروع کردی مثل همیشه به التماس کردن اما وقتی دیدی ه فایده ای نداره و بابا داره کار خودشو مینه با اون زبون شیرین گاز گازیت گفتی: خب بابایی فقط جوراباتو بپوش عزیزم راحت باش!!! اما بازم نتیجه ای نگرفتی ودوباره گفتی: اخه بابایی تو جون نداری بری سر کار عزیزم بمون خونه ولالا کن!!!! نمیدونی چقد جیغ زدم! گرفتم و حسابی بهم چلوندمت!!!! اخه بلا تو فقط 2 سال و 6 ماهته از کجا میاری این حرفا رو!؟؟؟ شب موقع خواب وقتی گذاشتمت رو پام تا لالا کنی یهو برگشتی گفتی : اخ چ...
25 آذر 1393

به بهترین دختر دنیا مهدیه

این وبلاگو برای تو بهترینم درست کردم تا مثل یه دفتر خاطرات باشه برات و بدونی که مامان و بابا چه روزهایی رو با تو و دنیای شاد کودکانه ت گذروندن.  دخترم اینو بدون که مامان و بابا همیشه دوستت دارن، هر کجا که باشی و هر کسی که شده باشی.
22 آذر 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار عمرم می باشد